در تعطیلاتش جاشوا ده ساله با پیرمردی به نام میک که کمی بزرگتر است آشنا میشود میک فقط میخواهد دوستی کند اگر جاشوا فان برج غیرمجاز را صعود کند اما جاشوا شهامت آن را ندارد وقتی پسر سومی آنجا arrives میگوید که جاشوا از امتحان عبور کرده است اکنون نوبت تازه وارد است اما اتفاقی ناگوار میافتد و جاشوا جرأت ندارد به والدین خود بگوید