اوغوز جوانی مهربان و تحصیلکرده اما بیکاره است که به شدت عاشق ناز است و با او سه سال است که بوده است. بهخاطر وجود جاذبهٔ کارفرمای جذابِ جوان نسبت به او، به ناچار تصمیم میگیرد با ناز ازدواج کند. اما پدر ناز، Cemal Bey، عهد کرده است که دخترش را به کسی بدهد که یونیفورم ملی را بر تن دارد.