یوتام، پسری سیزده ساله که در مدرسهٔ شبانهروزی یهودی با افکار مذهبی شدید تحصیل میکند سعی میکند با اشتیاقهای جنسی درونش مبارزه کند. او که دچار سردرگمی و گناه است، با ربیش خود مشورت میکند که از جایگاه خود سوء استفاده میکند و بیگناهی یوتام را میفروشد. با اینکه هیچ کس برای اعتماد کردن ندارد و جایی برای رفتن، یوتام در سکوتِ تحمیلی جامعهاش گرفتار میشود.