وقتی دکتر درو کارتر به طرز تراژیک پسر ده ساله اش را در یک سانحه رانندگی از دست می دهد پیش بینی نمی کرد که کل خانواده اش را هم از دست بدهد از آن سانحه همسرش جولیای او را از نظر عاطفی دور می کند و دخترشان نیز از او فاصله می گیرد هنگامی که جاننی پسر خدمتگیر با بیماری لاعلاج به درو ارجاع می شود او فرصتی برای شفا دادن خانواده اش می بیند با مخالف بودن جولیای در این ایده درو امور را به دست می گیرد و جاننی را به فرزندی قبول می کند جاننی نمی داند در چه چیزی درگیر می شود اما معتقد است این مأموریت ویژه ای دارد