یک خانواده کولی در طول جنگ جهانی دوم در جادههای فرانسه سفر میکنند و پسری جوان به نام کلود کوچک که به دنبال یک خانواده جدید است، آنها را دنبال میکند. پس از رسیدن به شهری که به طور سنتی برای چند ماه در آنجا توقف میکنند و در باغهای انگور کار میکنند، متوجه میشوند که قانونی جدید آنها را از زندگی کوچ نشینی منع میکند. تئودور، شهردار شهر، و خانم لندی، معلم مدرسه، از کولیها حمایت و کمک میکنند. با این حال، آنها دستگیر شده و به یک اردوگاه بازداشت منتقل میشوند. تئودور موفق میشود آنها را نجات دهد و قطعه زمینی به آنها میدهد تا در آنجا ساکن شوند. اما تشنگی عمیق کولیها برای آزادی، این سبک زندگی ثابت را دشوار میکند. پس از دستگیری تئودور و خانم لندی به خاطر مقاومت، کولیها تصمیم میگیرند که باید دوباره به حرکت درآیند تا آزاد بمانند.