پالما، دختری ۱۱ ساله و جدی است که به شدت باهوش و در عین حال عمیقاً خسته است و تصمیم گرفته در روز تولد ۱۲ سالگیاش خودکشی کند. او به هنر و فلسفه علاقهمند است و زندگی و دایره نزدیکانش را زیر سوال میبرد و مشاهدات تند و گاهی خندهدارش را درباره جهان اطرافش مستند میکند. اما با نزدیک شدن به موعد مرگش، پالما سرانجام با روحهای همفکری در ساختمانش آشنا میشود: سرایدار بدخلق و همسایهای مرموز و باوقار، که هر دو او را به چالش میکشند تا دیدگاه نسبتاً بدبینانهاش نسبت به زندگی را زیر سوال ببرد.