دختری ۱۳ ساله که بین یک رینگ بوکس و خیابان بزرگ میشود. دوستانش افرادی هستند که میکشند و دزدی میکنند. در دهه ۱۹۹۰، کل شهر از آنها متنفر است، اما برای ماشا آنها بهترین افراد دنیا هستند که او را دوست دارند و از او محافظت میکنند. او برای آنها جاز میخواند و رویای خواننده شدن را در سر دارد. اما یک روز ماشا متوجه میشود که آنها واقعاً چه کسانی هستند و چه کارهایی با زندگی و خانوادهاش کردهاند. او بالغ میشود، از شهر کوچک به مسکو میرود و سعی میکند با گذشتهاش قطع رابطه کند. اما یک روز گذشته به طور مستقیم در برابر او قرار میگیرد.