خط داستانی
وقتی وایرنِ نُهساله با دکتر یانگِ آمریکایی ملاقات میکند، دنیایی از فرصتها برای این پسر کوچک ناشنوا گشوده میشود. او که با انگیزه پیشرفت در زندگی هدایت میشود، زندگی خود در نیکری روستایی را پشت سر میگذارد و در مدرسه شبانهروزی کندی در پاراماریبو، پایتخت، ساکن میشود. اگرچه با روشهای سختگیرانه و محافظهکارانه کاتولیکهای مدرسه درگیر است، اما به عاملی برای تغییر تبدیل شده و منجر به معرفی زبان اشاره میشود. پس از رد شدن توسط دانشگاه، درمییابد که افراد ناشنوا از حقوق و فرصتهای برابر با افراد شنوا برخوردار نیستند. مشاهده محرومیت مداوم افراد ناشنوا در سورینام، وایرن را بر آن میدارد تا برای احقاق حق، از دولت شکایت کند تا آنها را مجبور به پایبندی به کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت نماید. آیا او موفق خواهد شد؟