در ظاهر، هلن همه چیز را دارد - یک خانواده دوستداشتنی و یک شغل موفق - اما وقتی بیماری روانی سرکوبشدهاش دوباره بروز میکند، دنیا دورش فرو میریزد. هلن که به خاطر افسردگی ناتوان شده، در دوستیاش با ماتیلد، یک روح همنوا که با اختلال دوقطبی دست و پنجه نرم میکند، آرامش مییابد.