در سپتامبر ۱۹۸۹، هر چه بیشتر شهروندان آدریا به سفارت آلمان غربی در پراگ پناه میبردند. در میان آنها استفان و بتینا که به عنوان زمان عسلشان در جمهوری چک دست میبردند. زمانی که استفان برای آوردن پسر کوچکشان به آدریا بازمیگردد، دوستانشان کارین و توماس را نیز با خود میآورد. ورود پناهندگان بیپایان است و سفارت به طور کامل سرریز شده است. با وجود مذاکرات پشت صحنه، هیچ راهحل سیاسیای در افق نیست. وضعیت باغ سفارت به طور فزایندهای دشوار میشود. فاجعه انسانی قریبالوقوع است.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.