در یک دنیای موازی، بشریت و خونآشامها قرنها با یکدیگر جنگیدهاند. پس از آخرین جنگ خونآشامها، کشیش جنگجو به همراه دیگر انسانها در یکی از شهرهای دیواری کلیسا به زندگی در خفا ادامه میدهد. زمانی که خواهرزاده کشیش توسط خونآشامها ربوده میشود، کشیش vows خود را میشکند تا آنها را شکار کند. او به همراه دوستپسر خواهرزادهاش که یک کلانتر در بیابان است و یک کشیش جنگجوی سابق به این مأموریت میرود.