فلورنسیا پیرزن خانوادهٔ فلیپیناس است که به شدت بیمار است و یوکاندا که بزرگترین فرزند فلیپیناس است ناچار است خانوادهٔ پرمشکلش را از گسستگی نجات دهد با بالا رفتن تنش یوکاندا پناهگاهی در کلیسای محلی جستجو می کند او به شدت زخمی می شود در تلاش برای از بین بردن درگیری میان برادران اممان و سمایل خانواده ناچار به تصمیمی تغییر دهندهٔ زندگی می شود