رونی شوآن جوانی بیست و خورده ای است با زندگی مرفه در خانه مهمان پشت خانه مادرش. دو نفر سیگار، مواد و تلویزیون زیاد مصرف میکنند. روزها در خانه توانبخشی برای بیماران روانی کار میکند و به یکی از بیماران به نام سارا تمایل پیدا میکند. وقتی سارا روزی در محله گم شده و ترسیده عبور میکند، رونی او را به اتاق خوابش میبرد و قصد فریب او را دارد. اوضاع به طرز وحشتناکی به هم میخورد و رونی مجبور میشود نقشه اش را پنهان کند. این معمای حسی مستقل ۲۴ ساعته از زندگی، عشق، مرگ و احتمال طولانی شدن زندان را بررسی میکند