Sabotage!!
فیلم زاپاتاجی!!
ژوئن ۱۸۱۵ ناپلئون بناپارت در محاصره دشمنان در آستانه ایفای نقش تعیین کننده ای در تاریخ است. او تمام عمر به ساخت افسانه ای از خود دست زده و اکنون این سفر رهبر برتر او را خفه می کند. در این میان یکی از دستیارانش ژنرال هوگو آرمانی تنها رویای تقلید از مردی را دارد که به او الهام است و امپراتورش است. آرمانی نبرد واترلو را لحظه ای برای حمله ای عصبانی و روانی میبیند – نخستین مورد هذیان ناپلئونی در روانپزشکی مدرن. به دلیل کمبود مارسِلها در آن زمان، ناپلئون چارهای ندارد جز واگذاری فرمان به آرمانی نامتعادل که ناگهان فرماندهی نیروهای فرانسه را بر عهده میگیرد.