I Die Every Dawn
فیلم هر روز صبح میمیرم
داستان سه دختر جوان که خواهر هستند و با مادرشان در یک میخانه در بندر زندگی میکنند. پرسا، که پرتحرکتر است، با زاخوس رابطه دارد. تاسیا سالها در بندر منتظر بازگشت محبوبش است. هارا، که پسرانه رفتار میکند، reluctant است که احساساتش را برای الکوس، که او را به عنوان یک دوست خوب دوران کودکی میبیند، فاش کند. در میان این تحرکات کاتالیزوری، مردی از قانون به نام اورفئوس وجود دارد.