راجا، یک ماهیگیر، به طور مخفیانه عاشق مونا است. وقتی ثروتمند راوی به همراه مادربزرگش، کاملا دیوی، به آنجا میآید، او مونا را میبیند و عاشق او میشود. مونا نیز عشق او را پاسخ میدهد. راجا از این تغییرات ناامید میشود. اما وقتی کاملا دیوی متوجه میشود که راوی با مونا در ارتباط است، فشار میآورد تا مونا را وادار کند راوی را رها کند و با شخص دیگری ازدواج کند.